برگی از تاریخ ابهر

شهر ابهر فراز و نشیب بسیاری را در طول تاریخ داشته است، زمانی شهری بوده است بزرگ و آباد و روزگاری دیگر آبادیی کوچک، اما این سرزمین همواره از هزاران سال قبل سکونتگاه بسیاری از مردم ایران زمین بوده است، و فرزندان برومند بسیاری را نیز به ایران تقدیم کرده است، در اینجا مقصود نه پرداختن به کلیت تاریخ ابهر، بلکه فقط اشاره ای خواهم کرد به نقش مردم ابهر و خرمدره در کوتاه کردن سلطه افغانها از قزوین در زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی، آن هنگام که اصفهان پایتخت صفویه در تصرف افغانها بود و سلطان حسین اسیر آنها.

وقتی افغانها به سرداری محمود افغان اصفهان را تصرف کردند، (سال ۱۱۳۵ ه. ق) شاهزاده طهماسب میرزا یکی از پسران شاه سلطان حسین موفق شده بود قبل از رسیدن افغانها از اصفهان فرار کند، او قزوین را به عنوان پایتخت خود در نظر گرفت و شروع به جمع آوری لشگر برای مبارزه با افغانها کرد، محمود افغان که از جانب شاهزاده طهماسب میرزا به شدت احساس خطر میکرد، اقدام به تدارک لشکری برای حمله به قزوین نمود. بنابراین سپاهی به فرماندهی سه نفر از سردارانش فراهم نمود، “محمود سرداران خویش را گفت که‏ لشگریان خود را آماده سازند، سردار بزرگ امان اللّه سلطان، اشرف سلطان و نصر اللّه کور سلطان شش هزار افغانى و دو هزار ایرانى را آماده ساختند” (سقوط اصفهان، گزارشهای گیلاننتز درباره حمله افغانان و سقوط اصفهان، ص ۷۸) سپاه هشت هزار نفری محمود افغان برای تصرف قزوین و دستگیری طهماسب میرزا به سمت قزوین حرکت کرد. وقتی شاهزاده طهماسب میرزا خبر عبور لشگریان محمود افغان از ساوه را شنید، تاب مقاومت در خود ندید و با تعدادی از سردارانش به زنجان فرار کرد، بنابراین قزوین به راحتی در تصرف افغانها قرار گرفت.

اهالی قزوین که ابتدا از در مسالمت با افغانها درآمده و آذوقه آنان و اسبانشان را تامین کرده بودند کم کم با درخواستهای اضافی آنها مواجه شدند از جمله بیست هزار تومان پول نقد و ۶۰ دوشیزه که افغانها خواسته بودند در اختیارشان قرار گیرد، این موضوع آخری به شدت بر اهالی قزوین گران آمده و در صدد گرفتن وقت و چاره جویی بودند. در همین زمان نصر اللّه کور سلطان، با هزار تن از سپاهیانش به ابهر و خرم دره حمله کرد، بر خلاف انتظار، با مقاومت بسیار سختی مواجه شد به نوعی که ۳۲۰ تن از مردانش را در این جنگ از دست داد، و مجبور شد به قزوین عقب نشینی کند. “مردم شهر قزوین، که رشادت و شجاعت اهالى این منطقه را بشنیدند، سخت دلیر شدند و با خود گفتند ادامهء چنین وضعى قابل تحمل نیست، با یکدیگر راى زدند و چنین نهادند که ما را بدین صورت زندگانى نیست، بهتر آن باشد که با افغانان پیکار کنیم، بکشیم و یا کشته شویم و به هر صورت از قید محنت خلاص و آزاد گردیم” (سقوط اصفهان، گزارشهای گیلاننتز درباره حمله افغانان و سقوط اصفهان، ص ۸۲) این بود که تحت تاثیر رشادت و دلاوری اهالی ابهر و خرم دره، مردم قزوین به یکباره بر افغانها شوریدند، هر چند خود بسیار کشته دادند و سه محله قزوین در این جنگ در آتش سوخت و ویران شد اما چنان عرصه را بر افغانها تنگ کردند که آنها مجبور شدند به کاخهای شاهی پناه ببرند و با سوراخ کردن دیوار راه گریزی یافته و به اصفهان فرار کردند، در این جنگ هزار و دویست افغانی کشته شد و امان الله مجروح گشت، و بسیاری از اموال آنها از جمله ۳۰ هزارتومان پول نقد برای اهالی قزوین بر جای ماند.

نویسنده :  محمد حسنخانی

برگرفته از : http://khalifehesar.blogfa.com/post/44

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.